نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    شماره کاربر
    1578
    وضعيت
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    میانگین پست در روز
    0.09
    محل سکونت
    زیــر چتــر خدآآآآآ
    تیم محبوب
    هر کدوم که ببرهــهــ:))
    مدل گوشی
    galexi ace
    نوشته ها
    115
    تشکر
    66
    تشکر شده 238 بار در 78 ارسال
    حالت من : Angel

    :newe4: بیوگرافی م.مودب پور |پدر رمان نویس خوش قلم ایرانی**

    مرتضی مؤدبپور (م. مودب پور) از نویسندگان كتابهاي پرفروش ایرانی است. وی نویسندگی حرفهای خود را حدودا از سال ۱۳۷۸ آغاز کرد. از این نویسنده تاکنون ۶ اثر داستانی منتشر شدهاست.
    م.مؤدب پور به قدر کافی خوانندگانش را گیج کرده. هنوز کسی نمیداند او چند سالش است، چه قیافه ای دارد و اصلا زن است یا مرد. 6 رمان به اسم م.مؤدب پور چاپ شده و 3 کتاب دیگر به اسم ماندا معینی که البته در کنارش یک پرانتز بازشده و نوشته شده : (مؤدب پور).
    این ماجرا یک جوری آدم را به شک می اندازد که م حرف اول مانداست و مؤدب پور یک فامیلی برای رد گم کنی و م.مؤدب پور یک زن خانه دار است.
    ولی با وجود این هستند کسانی که شخص م.مؤدب پور را دیده اند. مردی خوش تیپ با موهی جو گندمی که همراه همسرش این طرف و آن طرف میرود . نام همسرش ماندا معینی است و نام خودش سیدمرتضی ؛ مرتضی مؤدب پور مشهور به م.مؤدب پور .
    مؤدب پور دوست ندارد کسی بداند چند سالش است و با اصرار از ناشرانش می خواهد که فیپی کتاب را که سال تولدش در آن ذکر شده در ابتدی کتاب چاپ نکنند . به هر حال، او متولد 1337 است و اولین کتابش پریچهر در سال 1378 چاپ شد.
    آن موقع کسی نمیتوانست با خواندن پریچهر به ظهور یک نویسنده عامه پسند دیگر امیدوار شود . حتی ناشری که مؤدب پور کتاب را برای چاپ پیش او برده بود هم روی چاپ کتاب نظر مساعدی نداشت .
    لحن محاوره ای که مؤدب پور در دیالوگ نویسی داشت به نوعی شکستن روش کلاسیک دیالوگ نویسی بری عامه پسندها بود و این ، خودش یک ریسک به حساب میآمد . اما بالاخره ، ناشر قبول کرد که کتاب را چاپ کند.
    او برای این کار 2 دلیل داشت ؛ اینکه مؤدب پور سود چندانی از چاپ اول کتابش نمی خواست و مهم تر اینکه مؤدب پور همسایه دفتر انتشارات شادان بود و مدیر انتشارات نمی خواست روی همسیه را زمین بزند . با این وجود ، مؤدب پور با آن رمان به موفقیت رسید تا همه بر سر اینکه همسایگی با دفتر انتشارات یکی از فاکتورهای نویسنده شدن او بود، توافق کنند!
    پس از آن اتفاق که در سال 1378 در دفتر انتشاراتی افتاد، مؤدب پور 6 رمان نوشت. او برخلاف باقی عامه پسندها که با بازی با لغات عشق و امید و فرجام به نام کتاب شان میرسند ، نام های دخترانه را برای کتاب هایش انتخاب می کند: یاسمین ، یلدا ، شیرین ، رکسانا ، پریچهر و گندم .
    البته در ین بین چند کتاب هم با نام ماندانا معینی چاپ شد که در کنار آن اسم نوشته شده بود: (مؤدب پور). کژال و دریا از این کتاب ها هستند که هنوز کسی نمیداند مؤدب پور آنها را به نام همسرش نوشته یا اینکه واقعا خانمش هم نویسنده شده.
    او به سبک سنتی عامه پسند نویس ها پی درد دل دختران و پسران شکست خورده می نشیند و داستان زندگی آنها را رمان می کند؛ بماند که برخلاف دنیای ادبیات، در سینما آثار او موفقیت زیادی ندارند. در سال 1383 فیلم سینمایی انتخاب به کارگردانی تورج منصوری و بازی ماهایا پطروسیان، مهران غفوریان و فتحعلی اویسی روی پرده رفت.
    آن فیلم که با یک شکست مالی محض مواجه شد، روی پوسترهای تبلیغی خود عنوان براساس رمانی از م.مؤدب پور را داشت . پس از آن تجربه تلخ ، دیگر کارگردانی سراغ اقتباس از آثار او نرفت .
    او ساکن محله گیشی تهران است و تنها اطلاعاتی که از او به بیرون درز کرده ، چیزهای پیش پا افتاده ای است؛ مثل ینکه اتومبیل شخصی اش پرشیاست، یک فرزند 19 ساله دارد و منزلش در گیشا 3 خوابه است.
    با وجود این او هنوز از گفتن اینکه پیش از سال۱۳۸۰ و نویسندگی چه کاری می کرده ، فرار می کند. انگار او از زندگی گذشته خود فراری است که به کسی شغل سابق خود را نمیگوید .
    فقط به گفتن شغل آزاد قناعت می کند و البته حرفی از تحصیلاتش نمیزند ؛ هرچند مدت هاست دهان به دهان می چرخد که او حتی دیپلم هم ندارد . او برای اینکه این که اسرار فاش نشود با هیچ خبرنگاری گفت و گو نمی کند . شاید می ترسد که در این گفت و گوهای کوتاه ، سؤال ها به گذشته مبهم او برگردد .
    او خودش را ممنوع المصاحبه میداند و معلوم نیست که برای فرار از گفت و گو با خبرنگاران خودش را ممنوع المصاحبه کرده یا آن طور که خودش ادعا می کند ده نمکی و دولت با او بد هستند . مؤدب پور خودش اصلا اهل کتاب نیست .
    کتاب های فهیمه رحیمی و اعتمادی را مبتذل میداند و سبک کاری خودش را بالاتر از آنها میداند . ادعا می کند که کتاب های او از درد دل و رنج اجتماع بیرون میآید . میگوید تمام شخصیت های رمان هایش واقعی هستند و حتی خودش مدتی را با آنها زندگی می کند . او در بین رفقایش یک جمله مشهور دارد ؛ خوانندگان باید با فهیمه رحیمی و ر.اعتمادی شروع کنند و بعد بیایند سراغ من .
    او حتی رمان من او نوشته رضا امیرخانی را هم قبول ندارد و میگوید این کتاب محتوا ندارد . در حال حاضر چاپ هر 6 رمان او در بازار کتاب به پایان رسیده و همگی برای تجدید چاپ منتظر مجوز جدید هستند . حتی با اینکه ناشرش از او خواسته بعضی از بخش های رمان را بزند ، او روی کارش تعصب دارد و به این قضیه تن نمیدهد.
    چند ماهی است مؤدب پور خودش را در خانه حبس کرده و حتی خریدهای ضروری و روزمره را مغازه داران محل برایش به طبقه سوم میآورند. مدتی است او دیگر در فرعی های گیشا قدم نمیزند . کسی نمیداند ، شاید دنبال سوژه رمان بعدی اش میگردد.

    2 کاربر مقابل از farnoosh* عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    yasan_998 (12-11-2014),شاهزاده (12-12-2014)

    باور نمیـڪنـم هیچگاه פֿـבاونـــב بگویــב" نه "!! פֿـבا گــزینـــه בآرב
    - آر ے...
    - باشــב ولــے الا לּ نه...
    - پیشنــهاב بهتــرے برایت בارم...
    ؋ــقط صبور باشـیــد...





 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by vBulletin® Version 4.1.11
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Persian Language By MyPersianForum - Update By VBIran
اکنون ساعت 09:35 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.