نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Oct 2014
    شماره کاربر
    2262
    وضعيت
    عنوان کاربر
    کاربر فعال
    میانگین پست در روز
    0.68
    نوشته ها
    800
    تشکر
    484
    تشکر شده 916 بار در 428 ارسال
    حالت من : Sepasgozar

    × ♥ بـــــــــــه خاطـــــــــر مــــــــــــن ♥ ×

    نگاهی عمیق به تقویم سر رسیــــــــــدش

    فهمید وقت تفریح سر رسیــــــــــده

    سردرگم تو کوچه ها سرگـــــــردون

    کاش میشد خدا قدیما رو برگردونـــــــــهِ





    گذشته هایی که تو زمان حال مــــــــــــرده

    جوونی که تو چشماش یه فرد سالخــــــــورده

    و اون قربانی منم که حالا تقریبا باخــــــــتم

    از آدمای اطرافم اهریمن ساختــــــــــــم



    از پدر مادر هیچ خیری وقتی من نبینم

    انتظار داری دیگرانو اهریمن نبینم؟

    عشق و از کجا ببینم من با دو تا چشم؟

    از پدر مادری که میخوان جدا بشن؟





    به ما که رسید دنیا دهن باز کرد

    درد و ریخت رو سرمو منو بر انداز کرد

    من تو دلم از شما داشتم تصویر باهم

    تیکه پاره شدم از این تصمیم نا حق



    وقتی دنیا اینو میخواد که مخصوصا بسوزم

    چیکار کنم؟دلمو با نخ سوزن بدوزم؟

    این دفعه منم که دارم شما رو نصیحت میکنم

    من یه مردم که دارم دائما وصیت میکنم



    یه بارم دنیا رو از نگاه من ببینین

    یه بارم شده پای صدای من بشینین

    بیاین به خاطر من یه راه حل بچینیم

    بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم



    میخوام بدونم شما چکاری برام کردین؟

    به جز اینکه فردای منو خراب کردین

    نمیخوام برم پی مواد و خلاف سنگین

    ولی به خدا یه خط صاف نوار مغزیم







    نه ناله نه داد و هوار نداره تاثیر

    دوای شبای تباهم تمام مستی

    منو یادتون رفته خیلی حواس پرتین

    امید منو شما نقش برآب کردین



    من دیوانه وار تشنه ی نوازشم

    نمیخوام منو دعا کنین تو نماز شب

    تو خواسته هامو همه ی نیازارو دیدی

    بگو جواب این فرزند بی آزارو میدی؟






    بابا تو بت منی یعنی تو خود منی

    حال میکنم وقتی میبینم دور همیم

    بدون شما و تنها و دریغ از یه دوست

    به خودم میگم که تو آتیش حقیقت بسوز




    یه بار دنیا رو از نگاه من ببینین

    یه بارم شده پای صدای من بشینین

    بیاین به خاطر من یه راه حل بچینیم

    بیاین دستامونو در کنار هم بگیریم





    خیلی وقته این سوال توی مغزمه از قدیم

    چرا؟چرا رفتین تو اون محظر لعنتی؟

    سوال که نه کلی عقده تومه

    که توی شبای تنهایی مثل جغد شومه







    من یه جوون ضعیفم دلم بی طاقت هنوز

    چرا اینجام وقتی نداشتین لیاقت منو

    باشه بالا سر منم یکی هست ببین

    منو از خدا گرفتین میخواین به کی پس بدین؟



    به این جماعت گرگ؟این امانت توست

    مادر این ثمر بیداریه شبانته خب

    چقدر جلوی دیگران بخوام راز داری کنم

    چقدر من توی دستای شما پاس کاری شدم

    چقدر از ترس بد جدایی توهم بگیرم

    چقدر دیگران منو به چشم ترحم ببینن

    منو ببین یه بیمارم یه بی تاب یه غریب



    بچه نیستم واسه گریه هام یه تی تاب بخرید

    مادر قصه هات بودن واسه ما دوای درد

    آخرش میمردن همه ی بد

    با طلاق شما منم میشم آدم بده

    بیا خوبی کن و بد بودنو یادم نده





    نکه فک کنین تو این قصه بد شدم…نه….

    اصلا شاید نباید این حرفارو میزدم….شاید جدایی تنها راه

    نجات زندگیتونه…..شاید به جایی رسیدین که نمیتونین با هم ادامه بدین…

    شایدم..هه….نمیدونم






    مقایسه آمار ازدواج و طلاق در ۸ سال گذشته نشان می دهد سال ۹۱، بحرانی ترین سال ازدواج و سال ۹۰ بحرانی ترین سال طلاق بوده است. کاهش ۱۰۰ هزار مورد ازدواج فقط در دو سال؛ زنگ خطری است که شاید کارشناسان جامعه شناسی و رفتارشناسی را به فکر چاره بیندازد.





    4 کاربر مقابل از Fahimeh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    bia2skin (03-28-2015),rania (03-30-2015),yasna^_^ (03-28-2015)



 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by vBulletin® Version 4.1.11
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Persian Language By MyPersianForum - Update By VBIran
اکنون ساعت 06:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.