نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره کاربر
    2884
    وضعيت
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    میانگین پست در روز
    0.04
    نوشته ها
    40
    تشکر
    3
    تشکر شده 24 بار در 18 ارسال

    گفتا که چه آوردی از بهر نگار خویش

    آندم که زدم شانه بر زلف نگار خویش
    دیدم دل دیوانه سر گشته کنار خویش
    پنهان ز عدو رفتم تا جان به رهش بازم
    غافل ز رقیب گشتم درمانده به کار خویش
    گفتم که چه میخواهد زلفت ز مجنون گفت
    خواهم که بسوزانم مجنون به شرار خویش
    گفتم که مدام سوزم زین عشق شرر افروز
    گفتا نبری سودی زین صبر و قرار خویش
    گفتم چو خزان آمد بگذار که بیاسایم
    گفتا مگر آسودی در صبح بهار خویش
    گفتم که دلم لرزد از لحظه دیدارت
    گفتا که چه آوردی از بهر نگار خویش
    گفتم دل دیوانه پنهان نکند رازم
    گفتا که بنوش جامی در صبح خمار خویش
    گفتم که غمت ما را همتاسه درویش کرد
    گفتا که شوی چون او درمانده ز کار خویش
    ################################
    ویرایش توسط درویش : 05-27-2015 در ساعت 02:50 AM دلیل: تنظیم ابیات


 

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by vBulletin® Version 4.1.11
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Persian Language By MyPersianForum - Update By VBIran
اکنون ساعت 04:51 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.