نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: داستان طنز

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره کاربر
    3820
    وضعيت
    عنوان کاربر
    کاربر سایت
    میانگین پست در روز
    0.00
    نوشته ها
    2
    تشکر
    0
    تشکر شده 3 بار در 1 ارسال
    حالت من : Ghamgin

    :smile2: داستان طنز

    زن دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر بهاتاق خواب سر زد
    ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید
    بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
    با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
    بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
    با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
    شوهرش گفت سلام عزیزم!
    پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
    بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنن
    راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟

    زن

    مرد

    پدر مادر اونا كه كلا داغونن!!!
    براي شما دوستان

    3 کاربر مقابل از مددي عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.

    aღm (07-09-2016),Mahta.H.g (07-09-2016),MeLisSa (07-28-2016)



 

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by vBulletin® Version 4.1.11
Copyright © 2018 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
Persian Language By MyPersianForum - Update By VBIran
اکنون ساعت 10:37 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.