:42 توعشقمی:
اومدی مثل یه رویا تو شبای بی ستارم نرو دیگه ماه روشن تا ابد بمون کنارم
تو شدی دارو ندارم شدی مرحم واسه دردام به تماشات که نشستم شده بودی همه دنیام
مثل دریا با صراخت منو از غصه بریدی عمره ام رسید به آخر تا که بی پروا بریدی
تو یه ناجی عزیزی که خدا اونو به من داد اینو یه حس حقیقی تو دلم میکنه فریاد

تو عشقمی

می خواهم امشب از ماه قول بگیرم که هر وقت دلم برایت تنگ شد
در دایره حضورش تو را به من نشان دهد
می خواهم امشب با رازقی ها عهد ببندم
هر وقت دلم هوای تو را کرد
عطر حضور مهربان تو را با من هم قسمت کنند
می خواهم امشب با دریای خاطره ها قرار بگذارم
که هروقت امواج پر تلاطم یادها خواستند قایق احساس مرا بشکنند
دست امید و آرزوی تو مرا نجات دهد
می خواهم امشب با تمام قلب هایی که احساس مرا می فهمند و می شنوند
پیمان ببندم که هر وقت صدای قلب بی قرار م را هم شنیدند
عشقم را سوار بر ضربانهای بی تابی به تو بسانند . .

تو عشقمی


تو عشقمی با تو عاشقم

تو عمرمی با تو زنده ام

تو قلبمی با تو جون می گیرم

تو بال پروازمی با تو اوج می گیرم