مقدمه
اصول اعتقادي اسلام يعني ايمان و اعتقاد به توحيد ، نبوت و معاد. اين 3 اصل در واقع شالودة ديانت اسلام را تشكيل ميدهند، به گونهاي كه كلية گزارههاي خبري و انشايي كه در اين آيين آمده ، معنا بخشي خود را وامدار يكي از اين اصلها يا هر سة آنهاست ، بدين قرار ، همة افرادي كه به دين اسلام گرويدهاند ، با آنكه اختلاف نظرهاي بسيار چشمگير و گاه كاملاً متعارضي دربارة جزئيات و تفسير اين باورها دارند، اما همگي به اين اصلها معتقد و پاي بندند و ترديدي در اين ندارند كه : 1ـ خداوند تعالي آفرينندة جهان بوده و هست و در ذات ، صفات و افعال يگانه است و هيچ كس به هيچ وجه همكار و انباز او نيست]توحيد[ ؛ 2ـ حضرت محمد (ص) پيام آور و فرستادة خداست و به دنبال زنجيرهاي از پيامبران و به عنوان واپسين آنها از سوي خداوند برگزيده شده است . قرآن كريم مجموعهاي از گفتارهاي خداوند است كه به او وحي گرديده است ]نبوت[؛ 3ـ معاد يا روز قيامت بيشك رخ خواهد داد و در پيشگاه محكمة الهي به خوب و بد كردارها و انگاشته هاي مردم رسيدگي خواهد شد و سرانجام ، نيكان به بهشت ، و بدكاران به دوزخ خواهند رفت .
اصطلاح « اصول اعتقادي » در قرآن نيامده است و در مجموعه هاي حديثي چون صحاح سته و بحار الانوار ـ با توجه به فهرستهايي كه از واژگان اين كتابها نوشته شده ـ اين اصطلاح به چشم نميخورد . اين امر نشان ميدهد كه چنين تعبيري در دستگاههاي كلامي دهها سال پس از عصر پيامبر (ص) كه در صدد تبيين دين اسلام در يك دستگاه فكري منسجم بودند ، پديد آمده است . به هر روي ، اصطلاح اصول اعتقادي تعبير دقيقي از ماهيت دين و دينداري در اسلام است و دينداري بدون وجود هر يك از اين مفاهيم ، معناي خود را از دست ميدهد
منبع: گرجي ، ابوالقاسم. ” مدخل اسلام “. دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسويبجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 8 ، ص 402