اس ام اس های عاشقانه دلربا – متن خاص و دلپسند

با من راه بیا ، هنوز تشنه ی زنده بودنم

.

.

مرا حبس کن در آغوشت

من برای حصار بازوان تو مجرم ترین زندانی ام …

.

.

بوسه هایت انار را می ترکاند

نفس هایت سیب را می رساند

آغوشت ابر را می باراند

پاییزترینی تو!

.

.

بهانه هم اگر میگیری بهانه مرا بگیر…

من تمام خواستن را وجب کردم

هیچکس…

هیچکس به اندازه من عاشق تـو و بهانه هایت نیست…

.

.

مهم نیست که تو با من چه میکنی

بیا ببین “برای تو” من با خودم چه میکنم !

.

.

خورشید را در آغوش گرفته ای

پاهایت را به بوسه دریا سپرده ای

موهایت را به دست نسیم…

چه خوش غیرتـــــــم من !

.

.

تو را نه عاشقانه نه عاقلانه

و نه حتی عاجزانه که تو را عادلانه در آغوش میکشم

عدل مگر نه آن است که

هر چیز سر جای خودش باشد؟

.

.

آرزوهـایم حسابی قد کشیده اند

ببین “خواستن تـو” چه مردی شده برای خودش !

.

.

دوباره پاییز اما نه ((فصل خزان)) زرد!

دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد!

دوباره پاییز فصل زیبای سادگی

دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی …

.

.

پاییز یا زمستان چه تفاوتی دارد ؟

حضورت ، صدایت ، نفس هایت و گرمی دستانت

بهاری می کند سرزمین مرا …

.

.

کنارت که هستم عمیق تر نفس میکشم …

تا هوای باهم بودنمان را مبتلاتر شوم

.

.

وقتی سردم می شود

کافیست حریر نازک خیالت را دور تا دور خودم بپیچم

تا ابد گرم گرمم

.

.

در میان گلها عطر یادت را می بویم

آسمانی تر از آنی که به نوشتن درآیی !

.

.

محال است بارانی از محبت به کسی هدیه کنی

و دست های خودت خیس نشود

.

.

سه آرزوی قشنگ عاشقانه :

بی من نباشی

بی تو نباشم

بی هم نباشیم

.

.

من اگر گاهی از عاشقانه ها مینویسم ..

فقط مینویسم تا عشق یاد قلبم بماند.. !

در این غوغای خیانت ها و دروغ ها و دل کندن ها و عادت ها و هوس ها..

من تمرین آدم بودن میکنم …!!!

بقیه دامه مطلب…

تو اگر مال من بودی
می نشستم گوشه ای
آرزوهایت را یک به یک
به روی کاغذ می آوردم
تا روزی آنان را برآورده کنم
آخر آرزوهای تو آرزوهای من است ..!
تو اگر مال من بودی
به جای تو بغض می کردم و اشک می ریختم
دلم می خواست
همیشه صدای خنده هایت را بشنوم
تو اگر مال من بودی
هر روز عشق را به خانه می آوردم
تا عاشقی را از یاد نبرم
به راستی
چه می شد اگر تو مال من بودی …
حاتمه ابراهیم زاده

خودت باش …
کسی هم اگر خوشش نیامد، نیامد!
اینجا کارخانه مجسمه سازی نیست …
چگوارا

.

فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.
آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد
نه نقاشی را میگذارد کنار،
نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند،
نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است،
نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد،
نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را،
نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.
حقیقت این است که “ترین” ها همیشه در هراس زندگی می کنند.
هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های “معمولی”.
و این هراس می تواند حتی لذت زندگی،
نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن،
خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.
تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم.
نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با “ترین” هایم به رسمیت بشناسند.
از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم
و به خود معمولی ام عشق می ورزم
و به آدم ها هم اجازه می دهم به منِ معمولی عشق بورزند
تهمینه میلانی

تنهایی ِ بعد از تو
تنهایی ِ قبل از تو
نیست …
ساره دستاران

رنگ پریدگی عکس هایم
از نبودن توست …
بیا، و یک رنگ و رویی
به زندگی ام بده!
ثنا کاشانی

.

تو را نه عاشقانه
و نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه
که تو را عادلانه در آغوش می کشم
عدل مگر نه آن است که هر چیزی سر جای خودش باشد !؟
سیمین بهبهانی

دلی داشته باش
که هیچ گاه سنگ نمی شود،
چهره ای که هیچ گاه خسته نمی شود
و لمسی که هیچ گاه آسیب نمی زند …
چارلز دیکنز

.

همیشه که همه چیز نباید قاعده و قانون داشته باشه ..!
بعضی روزا، آدما دلشون می خواد یه کارایی رو بکنن
که فقط لذت داره و هیچ منطقی هم پشتش نیست،
اینطوری می فهمن هنوز زندن و دارن زندگی می کنن ..!

زندگی مثل کلاف های سر در گم است …
هرچه میبافم تمام نمیشود این برزخ لعنتی ..!
انگار کسی آن طرف دیوارهای بلند،
جایی که من نمیبینم نخ ها را میکِشد و احساسم را نخکش میکند …
سارا کاویانی

دوست داشتن مثل باد است
شما نمیتوانید آن را ببینید
اما میتوانید آن را احساس کنید …
نیکلاس اسپارکس

.

.

.

.

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که،
خداوند هنوز از بشر نا امید نشده است …
رابیندرانات تاگور

.

.

.

.

بیست سال بعد،
بابتِ کارهایی که نکردهای بیشتر افسوس میخوری
تا بابتِ کارهایی که کردهای.
بنابراین روحیه تسلیم پذیری را کنار بگذار،
از حاشیهی امنیت بیرون بیا،
جستجو کن، بگرد،
آرزو کن، کشف کن …
مارک تواین

.

.

.

.

زندگی را دوست دارم
هر چند گاهی به طرز نومید کننده ای در اندوه بسر می برم،
ولی با این حال در آن زمان میدانم،
و مطمئن هستم،
که هنوز زنده بودن و زندگی کردن چیز باشکوهیست …

.

.

.

.

می چکد عشق از بند بند انگشتانم
وقتی ریتم ناموزون زندگی را
با تو خوش می نوازم
الناز عظیمی

.

.

.

.

بهترین دوست ها، از لحظات سخت زندگی،
برات آلبومی از خاطره های رنگی می سازند،
آلبومی که هرگاه ورقش بزنی، خنده هایت،
تلخی رو توی خودشون حل کرده باشند …
ریحانه توسلی نیا

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید.

بهتر است دیدگاه شما در ارتباط با همین مطلب باشد.